لسان الملك سپهر

1902

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

زنان مردم فريفته آواز او نشوند - و اين قصّه در جاى خود رقم شد - . سى و هفتم : شمعون بن زيد كه پدر ريحانه سريه پيغمبر بود . سى و هشتم : حمزة بن ابى حمزه ، بعضى گويند : حمزه همان يابور القبطى است كه خصى بود و مقوقس او را به هديه فرستاد . و نيز گفته‌اند ابو ضميره از اسراى عرب است ، ام سلمه خاص از بهر پيغمبر او را خريد و آزار ساخت . و نيز گفته‌اند او روح بن شيرزاد است از اولاد گشتاسب پادشاه عجم و پيغمبر از براى او كتابى نوشت و وصيّت فرمود كه فرزندان خود را وصيّت مىكن كه اين كتاب را از پدر به پسر دست به دست بگردانند تا آنگاه كه قائم آل محمد ظهور كند ، پس تسليم او دارند . حسين بن عبد اللّه بن ضميرة بن ابى ضميره آن كتاب را به حضرت مهدى سلام اللّه عليه آورد و آن حضرت بگرفت و بر ديده نهاد و او را عطاى فراوان بداد . سى و نهم : عبيد اللّه بن اسلم . چهلم : غيلان . چهل و يكم : فضالة اليمانى او را رفاعة بن زيد الجذامى هديه ساخت و در وادى القرى شهيد شد . چهل و دويم : نضير بن ابى ضمير . چهل و سيم : كريب . چهل و چهارم : محمّد بن عبد الرّحمن . چهل و پنجم : ماهى ، پيغمبر نام او را به محمّد بدل ساخت او نيز از هداياى مقوقس است . چهل و ششم : مكحول . چهل و هفتم : نافع ، كنيت او ابو السّايب است . چهل و هشتم : نبيّه از مولّدين سراة و اسلم است . چهل و نهم : نهيك . پنجاهم : نقيع يا مقنع ، مكنّى به ابو بكره هنگام محاصره طايف از حصن به زير آمده به حضرت رسول پيوست و پيغمبر او را آزاد كرد - چنان كه مذكور شد - . پنجاه و يكم : هرمز ، او را ابو كيان كنيت بود . پنجاه و دويم : وردان .